.
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
فرقه های نوظهور
1396/11/23 دوشنبه
پول، آزادی و دیگر هیچ
نقدی بر کتاب صوتی «۱۳ روش برنامه ریزی افراد موفق»،‌ اثر «برایان تریسی»

فرق و ادیان: برایان تریسی، نام و چهره‌ای آشنا در میان خیل نویسندگانی است که طی سال‌های اخیردر حوزه روان‌شناسی مثبت و موفقیت، فعالیت نموده و توانسته‌اند از رهگذر تبلیغات، نگارش کتاب، برگزاری سمینار و سخنرانی و امثالهم، شهرتی جهانی پیدا کنند. در کشور ما نیز همزمان با سایر نقاط جهان، این‌دست کتاب‌ها رواج یافته و علاوه بر بازار چاپ و نشر، با امکانات چندرسانه‌ای کنونی به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز راه یافته‌است. به‌ویژه آثار افرادی چون تریسی به صورت کتاب‌های چاپی و صوتی، در حال تبلیغ و فروش می‌باشد. شاید در نگاه اول، عنوان و محتوای این‌دست کتاب‌ها همچون نامشان، مثبت و سازنده تلقی گردد، لیکن فراتر از لایه‌های سطحی، محتوی پیام‌هایی هستند که در صورت درونی‌شدن و باورپذیری در مخاطب،در نهایت به تغییر نظام ارزشی و اعتقادی وی ختم خواهدشد. برای روشن‌تر شدن این مسئله، مروری داریم بر یکی از مشهورترین کتاب‌های صوتی نویسنده مذکور که این‌روزها در فضای مجازی، به‌شدت تبلیغ و خرید و فروش می‌گردد: «۱۳ روش برنامه‌ریزی افراد موفق».

موضوع محوری و اصلی این کتاب صوتی، روش‌های افزایش درآمد و در یک کلام‌«کسب ثروت» است. آنچه نقد آثار تریسی را اندکی دشوار می‌سازد، همین نگاه علمی-روان‌شناسی حاکم بر آن است که ظاهری موجه به آن می‌بخشد. حقیقت آن است که بسیاری از توصیه‌های تریسی، کاربردی و چه‌بسا قانع‌کننده هستند لیکن انحراف وقتی ایجاد می‌شود که اندکی از این ظواهر جذاب و منطقی فراتر رفته و به لایه‌های زیرین نیز نظری بیفکنیم. عصاره سخنان تریسی، به عنوان فردی رشدیافته در نظام ماده‌محور سرمایه‌داری غرب، تلاش و به‌عبارت بهتر وقف تمام هستی خود برای کسب درآمد بیشتر و گردآوری ثروت است. از دیدگاه تریسی، عامل و عنصر آزادی‌بخش و غایت آمال آدمی، «کسب ثروت» است. وی می گوید: «آزادی و اشتیاق ما به آزادی، آخرین خواسته ماست. پول می‌تواند ما را آزاد کند و برای انسان آزادی به ارمغان می‌آورد. شما با پول می‌توانید آزاد باشید و به هیچ کس مدیون نباشید و به قول معروف، آقای خودتان باشید. ..مستقل و آزاد و آقای خودتان هستید چون پول دارید.»

با چنین دیدگاهی، وی هیچ چیز را مانعی برای عدم تحقق این هدف نمی‌بیند و توصیه می‌کند افراد با تمرکز و وقف کامل تمامی لحظات زندگی به کسب درآمد و ثروت، به این هدف برسند. حتی اگر به قیمت آسیب به سلامت جسمانی یا زندگی معنوی‌شان منتهی گردد. بارها در کتاب‌های دیگر وی مثل «مدیریت زمان» نیز به این مسئله اشاره کرده که باید «مزاحم»ها را از زندگی خود حذف نمایید و این مزاحم‌ها به زعم وی می‌تواند زندگی زناشویی یا ارتاط دوستانه را نیز شامل گردد! وی در قدم 12 از همین کتاب می‌نویسد: «فدا کردن امروز برای آینده، مهم است. استقلال مالی، جواب است. شما باید به دنبال از دست دادن چیزهایی در کوتاه مدت برای به دست آوردن چیزهایی در بلندمدت باشید».

جالب آنکه تریسی با چنین رویکردی، نظام سرمایه‌داری را تقبیح و نکوهش می‌کند اما به سبب درگیر کردن ما در مادیات محض و دورشدن از معنویت، بلکه به این خاطر که با سوق دادن افراد به سمت مصرف‌گرایی، ‌مانع از تمایلشان به پس‌انداز و کسب ثروت می‌شود. توصیه‌های تریسی برای پس‌انداز(تحت عنوان قانون مبارزه با پارکینسون) تا حدی اغراق‌آمیز است که می‌توان آن را دعوت به نوعی «خساست» تعبیر نمود. واضح است که در چنین دیدگاهی، فرد نه‌تنها به خود و نیازهایش جواب نمی‌دهد بلکه اساساً یاری کردن و کمک نمودن به نیازمندان نیز هیچ جایگاهی نخواهد داشت و مانعی است بر سر راه هدف غایی یعنی استقلال مالی و ثروت‌اندوزی. وی می‌گوید: «مردم و حرفشان را تحمل نکنید، بگذارید به حال خودشان باشند..همه چیزتان معمولی باشد. دنبال لوکس بودن در کوتاه مدت نباشید اینها زمان می‌خواهد اول پس‌انداز کنید و بعد با بقیش هرجور که شده ی زندگی‌تان را اداره کنید.»

تریسی، شغل را که در عرف اجتماعی بین‌المللی و تعابیر دینی، عاملی است برای خدمت به خلق و ارضای حس توانمندی و بالفعل نمودن استعدادها، صرفاً وسیله‌ای می‌داند برای رسیدن به هدف نهایی یعنی استقلال مالی. می‌توان گفت عصاره و چکیده سخنان تریسی، یک چیز است: «کسب ثروت و مادی‌گرایی محض با تمرکز بر خود و نیازمندی‌های خود» یعنی همان الگوی اومانیستی حاکم در غرب. در چنین جهان‌بینی سراسر مادی، عملاً جایی برای معنویت و نیازهای معنوی باقی نمی‌ماند و مرگ تدریجی معنویت،‌ نتیجه گرایش به چنین رویکردهایی است؛ معضلی که امروز، در غرب به شدت به چشم می‌خورد و ویرانی‌ها و خسران روحی-معنوی زیادی را موجب گشته. ظهور معنویت‌های نوپدید، به مثابه مسکنی برای این دردهای بشری هم نتوانسته تاکنون، مرهمی بر این دردها باشد.

كلمات كليدي : برایان تریسی , نقد کتاب

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ