.
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
تصوف و دراویش
1397/4/4 دوشنبه
«آرامش قبل از طوفان»؛ تحلیلی بر سخنرانی اخیر قطب گنابادی

فرق و ادیان: حدود چهار ماه از صدور آخرین بیانیه قطب فرقه گنابادی(25 اسفند 1396) می‌‌گذرد؛ بیانیه‌ای که متعاقب اغتشاشات و حوادث گلستان‌هفتم صادر شد و طی آن «نورعلی تابنده» با صراحتی بی‌سابقه، برائت خود را از طیف افراطی فرقه(موسوم به «مجذوبان‌نور») و دیگر جریان‌های فرصت‌طلب ابراز داشت و با تأکید بر لزوم مجازات عاملان حادثه، تعطیلی مجالس فرقه و کلیه رسانه‌های درویشی(به جز «مزار سلطانی») را تا اطلاع ثانوی اعلام نمود تا فضای ملتهب حاکم بر جامعه درون‌فرقه‌ای و بیرونی را قدری آرام کرده و در عین‌حال، دامن درویشی‌گری را از این لکه ننگ بزداید. این بیانیه، کارساز شد و حتی گروهک مجذوبان‌نور نیز طی اطلاعیه‌ای ظاهراً- تعطیلی خود را اعلام نمود تا با وجود طرد از سوی قطبیت و خطر بی‌اعتباری نزد مریدان، همچنان راهی برای بازگشت داشته باشد. از آن زمان تا روز دوم تیرماه 1397 که تابنده، سخنرانی تازه‌ای در جمع دراویش ایراد نمود، تحرکات طیف افراطی و عناصر خارج‌نشین فرقه با شیب کم و زیاد بسته به شرایط- تداوم داشت؛ سیاه‌نمایی و هجمه علیه نظام، توطئه و جوسازی در خصوص «حصر قطب»، «تبرئه راننده اتوبوس مرگ(محمد ثلاث) و انتساب آن به یکی از شهدای حادثه»، «هجمه به مشایخ و مأذونین و تلاش برای اختلاف‌افکنی میان دراویش»، «بی اعتبار جلوه دادن بیانیه‌های قطب و زیر سؤال بردن جایگاه وی» و در نهایت، کلید زدن پروژه «شهیدسازی و اسطوره‌پروری» از قاتل و مجرمین گلستان هفتم، از محوری‌ترین اقدامات رسانه‌هایی مانند «مجذوبان‌نور»(که حدود یک ماه است با صدور اطلاعیه‌ای بی‌توجه به فرمان قطب- فعالیت‌های خود را مجدداً از سر گرفت تا جمله «حکایت همچنان باقی است» را محقق نماید)، «در‌تی‌وی»، «گلستان هفتم» و «اینفو صوفی» و «اتحاد و همدلی»(با درجه‌ای خفیف‌تر) در این راستا می‌باشد.

اما تازه‌ترین سخنرانی قطب گنابادی، حاوی نکاتی قابل‌تأمل است که این‌روزها جو خاصی را بر جامعه دراویش حاکم ساخته، لذا در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم. موضوع محوری این سخنرانی که بعد از سکوتی قابل‌تأمل و البته به دنبال فضاسازی‌های گسترده مأذون مطرود(«مصطفی آزمایش») و گروهک مجذوبان‌نور در خصوص اعدام «محمد ثلاث» و زیر سؤال بردن اعتبار بیانیه‌های تابنده ایراد شد، مسئله «اختلاف‌افکنی و تأکید بر لزوم حل و فصل اختلافات از مجرای سرسپردگی به فرامین قطب و نمایندگانش» بود که البته برخی جملات تابنده، شائبه‌هایی در خصوص تعیین جانشین(«سید علیرضا جذبی»، از مشایخ و مأذونین فرقه) را نیز مطرح ساخت. با این مقدمه، به چند نکته در این ‌زمینه اشاره می‌شود:

  • چالش قطبیت؛ با توجه به کهولت سن و تشدید بیماری قطب فرقه گنابادی، اساساً مسئله «قطبیت» به یکی از چالش‌های سال‌های اخیر این فرقه مبدل گشته که تا پیش از بروز بحران‌های اخیر که شاید بتوان آن‌ها را نیز به همین امر، منتسب ساخت- از مهم‌ترین مسائل درون‌فرقه‌ای محسوب می‌شد؛ امری که فرقه را به سمت نوعی «شکست از درون» هدایت می‌کرد و آن‌گونه که شاهد بودیم نیز رگه‌هایی از این شکست، عملاً محقق گردید و امروز فرقه گنابادی، دیگر قدرت و جایگاه سابق را چه نزد مریدان و چه جامعه بیرونی- ندارد. این همان ترس و نگرانی بزرگ قطب فرقه است که او را به صدور بیانیه اسفندماه(در تلاش برای برائت جامعه درویشی از جنایات صورت‌گرفته) و ایراد سخنرانی اخیر (برای جلوگیری از تعمیق شکاف‌های درونی) سوق داده‌است. به این ترتیب، می‌توان گفت این شرایط دست‌کم- تا زمان مرگ تابنده و تعیین‌تکلیف نهایی، تداوم خواهدداشت و متعاقب آن، رقابت‌های خاموش- درونی گزینه‌های قطبیت با یکدیگر نیز هم. بنابراین، روند شکست از درون را باید جدی تلقی کرد.   
  • صف‌بندی و رقابت جریان‌های داخلی؛ با عنایت به مسئله پیش‌گفته و بحران‌های اخیر فرقه مذکور، شکاف و صف‌بندی شکل‌گرفته در فرقه، تعمیق و تشدید شده و همین مسئله،‌ دامنه اختلافات را نیز توسعه خواهدداد. در این میان، دو جریان در برابر یکدیگر قد علم نموده‌ و قدرت‌طلبی می‌کنند: 1. طیف افراطی فرقه(گروهک مجذوبان نور به سرکردگی عناصری چون آزمایش و حمیدرضا مرادی) 2. قشر به‌اصطلاح محتاط فرقه، شامل مشایخ و مأذونین. البته در این بین باید از برخی چهره‌ها نیز نام برد که به سبب بستگی نسبی و خویشی با قطب، همواره به عنوان یکی از گزینه‌های جدی قطبیت مطرح بوده و هستند. برادران و تک‌فرزند تابنده، به همراه «محمد تابنده»(برادرزاده و فرزند قطب سابق، محبوب‌علیشاه)، از آن‌جمله‌اند. مجموعه مذکور، به ویژه دو گروه اول و برخی از چهره‌های دسته سوم، همواره در طیفی از شدت و ضعف در حال تلاش برای کسب وجهه و اعتبار و به‌عبارتی، قدرت‌یابی برای جلب ‌توجه مریدان بوده‌اند. بی‌تردید، حوادث اخیر و به‌ویژه سخنرانی تازه تابنده که طی آن به مسائلی در این زمینه اشاره کرد، بر این روند اثرگذار خواهدبود و باید منتظر واکنش‌های تازه‌ای از سوی جریان‌های مورد اشاره باشیم.
  • گذشته از مسائل فوق، تحلیل سخنان نورعلی نیز درخور توجه است. وی سخنان خود را با این جملات آغاز کرد: «من سلامتم و از این حیث نگران نباشید... جمعیت درویشی یک قدرت اجتماعی دارند نماینده و اداره‌کننده این قدرت باید من باشم و هستم و در هر موردی همه فقرا نماینده من هستند»(1) بنابراین، ابتدا بر قدرت خود تأکید نمود تا همچنان اقتدارش را حفظ نماید. در ادامه به عامل ایراد این سخنرانی اشاره کرده و اظهار می‌دارد: «تمام هم و غم من در جمع کردن فقرا بود که تا حد زیادی موفق شدم اما اخیراً متوجه شدم برخی نادان‌ها ...عده‌ای دشمنان دانا و بیشتر، دوستان نادان و احساساتی موجب تفاوت‌ها و اختلافاتی شدند. ما به طریق اولی با همه، برادر هستیم و به آن‌ها باید گفت دوستان نادان نه دشمن، دشمن وقتی است که صف‌بندی، تمام شود...این است که اختلاف با هم نداشته باشیم. تصمیمات بزرگ موجب مزاحمت ما شده، ما تا حدی با تحمل این‌ها را می‌پذیریم تا قضایای مشکله حل شود، برای اینکه این اطاعت، کورکورانه نیست».(2) او بار دیگر همچون گذشته- به صورت غیرمسقیم، حاکمیت را هم‌سنگ افراطیون مورد انتقاد قرار می‌دهد و با اشاره به اختلافات ایجاد شده در فرقه، دغدغه خود را از آینده فرقه چنین ابراز می‌دارد: «...آن‌هایی که مصلحت باشد می‌گویم شما باشید البته نماینده، کسی نیست که هر چه می‌خواهد بگوید نه اینکه هر چه می‌گوییم اطاعت کند، بعضی‌ها غلیان احساسات، به خصوص دشمنی، به اندازه‌ای قوی است که سایر نیت‌ها را می‌سوزاند...برای اینکه نفوذی‌ها تفرقه ایجاد کنند، مجالس بزرگ عموماً تعطیل است...برادرانی که به اسم نماینده ما تلقی می‌شوند، همه نماینده ما هستند..برادر مکرم ما آقای جذبی، خودشان و پدرشان سال‌ها در خدمت درویشی بودند..ایشان شیخ‌اند و اگر در این شرایط فعلی، مرحوم شدم، ایشان جانشین من خواهند بود...آقای هرسینی  هم که ... پرونده‌های زیادی از فقرا به ایشان ارجاع کردم و انجام دادند ...حاج محمدآقا، برادرزاده من ..همین جور آقای کاشانی چقدر زحمت‌ها کشیده..خودشان پدرشان و جدشان..آقای جعفری هم متصدی حسینیه هستند...این چهار پنج نفر با هم مطلبی گفتند معلوم است که از طرف من می‌گویند و باید به آن‌ها احترام گذاشت. من خودم گاهی اوقات تصمیم ایشان با تصمیم من مخالف بود اما من تصمیم آن‌ها را تأیید می‌کردم. این است که تصمیم دسته‌جمعی آن‌ها را تأیید کنید...کار ما تعطیل‌بردار نیست..»(3) جملات بی‌سابقه تابنده در خصوص «علیرضا جذبی»، بیدرنگ زمزمه‌ها را در میان دراویش و دیگر تحلیلگران در خصوص جانشینی وی مطرح ساخت لیکن توجه به جملات بعدی قطب و برخی نکات، می‌تواند این ظن را تا حدی زیر سؤال برد. تابنده، بلافاصله بعد از جذبی، از چند چهره دیگر مورد وثوق خود (هرسینی، محمد تابنده، کاشانی و جعفری) نام می‌برد و آن‌ها را نمایندگان خود خوانده و بر لزوم اطاعت از تصمیماتشان(به صورت «دسته‌جمعی») تأکید می‌کند. کاملاً واضح است که تمام تلاش قطب سالخورده گنابادی، بر ایجاد اتحاد و رفع تنش‌ها و رقابت‌های پنهانی حاکم میان صف‌بندی‌های درونی فرقه قرار گرفته، به‌ویژه آنکه در ابتدای امر و پیش از اشاره به این مسئله خطیر، حساب عناصر افراطی را از این دسته جدا کرده و آن‌ها افرادی می‌خواند که «غلیان احساساتشان» باعث «نیت‌سوزی» و تحمیل این شرایط بحرانی بر فرقه گشته. بنابراین، توجه قطب بر گزینه‌های اصلی قطبیت معطوف است و این یعنی طرد دوباره افراطیون و زدودن ساحت فرقه از لوث وجود آن‌ها.  
  • انتقام‌جویی افراطیون؛ بی‌تردید مورد فوق‌الذکر و سرکوب مجدد افراطیون توسط قطب گنابادی، در فضایی که آن‌ها با تبلیغات مسموم خود (ایجاد شبهه در حصر خانگی، زیرسؤال بردن بیانیه‌های تابنده، حتی اقدامات میدانی چون دیوارنویسی علیه وی) سعی در بهره‌برداری از قطب را برای غلیان احساسات مریدان و پیشبرد منویات خویش داشتند، زمینه را برای تشدید تنش‌ها فراهم خواهدساخت. به عبارتی، آن را دستاویزی برای تحقق توطئه‌های خود و انتساب آن به جریان‌های داخلی و خارجی ساخته تا به اصطلاح با عبور از آنچه خط قرمز خود می‌دانند، دیگر حدو مرزی برای آشوب‌طلبی و تبرج‌خواهی‌های خویش قائل نبوده و بحرانی احتمالی را در جامعه موجب گردند. این‌گونه، هم انتقام خویش را از حاکمیت ستانده و هم خوی قدرت‌طلبانه خود در کسب رهبری فرقه را ارضا می‌نمایند.   
  • قدر مسلم آ‌نکه، با وجود برخی جملات صریح تابنده، طبق شواهد و حقایق جاری، احتمال جانشینی فردی خاص(علیرضا جذبی)، اندک بوده و علیرغم تلاش‌های قطب، شاید این سخنرانی، نتیجه‌ای وارونه داشته باشد؛ در داخل، گزینه‌های اصلی قطبیت به صورت پنهانی و چراغ‌خاموش بر تلاش‌های خویش برای جذب مریدان و نزدیکی بیشتر به  قطب بیفزایند و در خارج نیز افراطیون (به عنوان رقیب اصلی مشایخ و وابستگان قطب)، دامنه فشارها و توطئه‌های خویش را گسترده سازند. این گمانه، آنجا شدت می‌گیرد که از خود بپرسیم: با عنایت به منحصر ساختن جانشینی «جذبی» با قید «در شرایط فعلی» در سخنان تابنده، بعد از گذشت این شرایط و شکل‌گیری موقعیت‌های تازه، آیا باز هم مریدان، مشایخ  و مأذونین به این فرمان، گردن می‌نهند؟ واکنش جریان‌های خارجی و طیف افراطی فرقه(مجذوبان نور) چه خواهدبود؟ با توجه به سوابق موجود تندروها در زیر سؤال بردن فرامین قطب و نادیده گرفتن جایگاهش، آیا این‌بار نیز شاهد تعدی دوباره خواهیم بود؟ افراد یادشده در این سخنرانی، چه عکس‌العملی خواهند داشت؟ و... .

با این اوصاف، شاید این عبارات، بهترین جمله در وصف وضعیت کنونی فرقه گنابادی باشد: «آرامش قبل از طوفان».

پی‌نوشت:

  1. سخنرانی روز شنبه، دوم تیرماه 1397، دولتسرا، مزار سلطانی.
  2. همان.
  3. همان.

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ