.
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
آخرین اخبارآخرین اخبار
1397/8/26 شنبه
نهم ربیع و لعن‌های ملعون

فرق و ادیان: هر ساله روز نهم ربیع، در فاصله‌ای اندک از هفته‌ای که نام وحدت اسلامی را بر دوش می‌کشد، به فرصتی تبدیل می‌‌شود برای دشمنان امت اسلامی تا به وسیله جهالت عده‌ای خاص، وحدت و انسجام مسلمین را هدف قرار داده و با ایجاد تفرقه میان آنان، به اهداف شوم خود نزدیک‌تر شوند.

انجام چنین منکرات و بدعت‌هایی، آن هم با نام پیروی از مکتب اهل بیتعلیهم‌السلام، نه تنها انحراف از خط و روش آن بزرگواران است، بلکه ظلم و خیانتی بزرگ به این مکتب حقه می‌باشد که موجبات اضمحلال و تخریب وجهه آن را در پی خواهد داشت.

«نهم ربیع جهالت‌ها، خسارت‌ها» به قلم «مهدی مسائلی»، کتابی است که در آن به بررسی ابعاد مختلف مراسم روز «نهم ربیع» پرداخته و رفتار آن عده‌ای که نام تشیع را با اعمال ناشایستی چون لعن و بی‌ادبی می‌شناسانند، به نقد می‌کشد.

پیش از ورود به بحث اصلی، نویسنده توضیحی اجمالی در مورد تولی، تبری و کیفیت آن مطرح کرده که طی آن تبری به این شکل توضیح داده شده: «از اشخاص و افعالی که مورد تأیید آن بزرگواران نبوده و نیست، فاصله گرفته و عملاً تبعیت از آن‌ها را رها سازند.»(1)‌ و در ادامه می‌گوید: «امروز برخی تولی را فقط به ادعای دوستی و محبت به اهل بیتعلیهم‌السلام می‌شناسند؛ حتی اگر شخص مدعی، فردی فاسق و فاجر باشد، بدتر آنکه تبری را نیز در فحش و لعن، آن هم فقط به افرادی خاص، محصور ساخته‌اند. این‌گونه است که ادعای دوستی، به جای دوستی نمودن نشسته و فحش و لعن، به جای بیزاری و جدایی.»(2)

فصل اول کتاب، صحت تاریخی روز نهم ربیع و میزان تطبیق آن را با حوادثی که دلیل برگزاری مجلسی به نام عیدالزهرا است، مورد بررسی قرار می‌دهد. از این بررسی تاریخی، به این نتیجه می‌رسیم که تاریخ قتل خلیفه دوم در منابع شیعه و سنی، حتی در ماه ربیع هم نبوده است و عمدتاً آن را 26 یا 27 ذی‌الحجه دانسته‌اند. حتی «علامه مجلسی» هم بر این مطلب اذعان نموده‌اند.

تا اینجا مشخص شد تمامی مورخان نهم ربیع را به عنوان روز قتل عمربن‌خطاب نپذیرفته‌اند، پس در ادامه به این مسئله پرداخته می‌شود که چه چیزی باعث شده این روز، با چنین مراسمی، مشهور شود. مراجعه به نقل قول‌ها مشخص می‌سازد، نهم ربیع مستندی به جز روایتی معروف به «رفع القلم» ندارد و از آنجا که این روایت تنها مستند قول نهم ربیع است، در این کتاب برای روشن کردن صحت و سقم روایت، منبع، سند و متن آن به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفته است.

در بخش منبع‌شناسی، با ارائه اسناد مختلف و توضیحات مربوط، روشن می‌شود کلیه منابع این روایت، از قرن ششم عقب‌تر نرفته و آنچه امروز موجود است، مربوط به قرن هفتم و هشتم می‌باشد. علاوه بر منبع نه‌چندان قوی روایت، در ادامه راویان آن نیز از نظر شخصیتی مورد تحلیل تاریخی قرار گرفته‌اند و ضعیف بودن آن‌ها، دومین گام در رد روایت رفع‌القلم است. بعد از این دو جنبه، سند روایت، از نظر تاریخی و همچنین در منظر بزرگان به تجزیه و تحلیل گذاشته شده. به طوری‌که تک تک این اسناد، جداگانه مورد بررسی نویسنده بوده و مشخص می‌گردد هر یک به صورت مجزا ضعیف، مجهول یا غیرقابل اتکا هستند.

«روایت علی‌بن‌مظاهر [همان روایت نهم ربیع]، از نظر متن و سند ضعیف است و آن را در کتب معتبر و اصیل شیعه نیافتیم، همچنان‌که شناختی نسبت به علی‌بن‌مظاهر که از علماء شیعه به حساب آورده شده وجود ندارد و وجود چنین روایات مجهولی در مجامع بزرگ حدیثی شیعه، که مؤلفِ آن‌ها صرفاً برای جمع‌آوری اخبار و بدون بررسی اعتبار سند و متن آ‌ن‌ها همت گماشته‌است، چندان بعید نیست.»(3)

جدای از تمام این بررسی‌ها که البته در جای خود حائز اهمیت‌اند، متن خود روایت، محکم‌ترین دلیل شک‌برانگیز بودن و رد آن می‌باشد، چراکه از جهات متعدد دارای اشکال و ضعف است و نویسنده در کتاب گوشه‌هایی از آن را بیان کرده.

«مهم‌ترین اشکالی که به متن این خبر وارد است و آن را از درجه اعتبار ساقط می‌کند، اینکه در فراز روایت نهم ربیع تصریح و تأیید شده است که قلم تکلیف از تمام خلق، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، سه روز برداشته می‌شود... این جمله علاوه بر آنکه با صریح آیاتی از قرآن مانند «و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» مخالفت دارد، با قوانین و سنن الهی نیز مغایر بوده و مخالف حکم بدیهی عقل بشری است.»(4)‌ نویسنده در ادامه به طور مفصل شبهات و پاسخ‌هایی که در دفاع از این روایت آمده، طرح کرده و به تمام آن‌ها،‌ بنابر آیات، روایات و اسناد مختلف، پاسخ داده است.

پس از این، احتمالات دیگری که در مورد این روز بیان شده از جمله «کشته شدن عمربن‌سعد»، «مُغ‌کُشان در ایران باستان» و... ذکر گردیده است. دنباله بحث مربوط به چگونگی قتل خلیفه دوم در منابع معتبر تاریخی است که ضمن آن داستان‌های مبالغه‌آمیز و حقیقت جریان قتل عمربن‌خطاب بنا بر منابع تاریخی، روشن شده است. بعد از این وقایع تاریخی، فصل اول کتاب با حقیقت جریان مقبره خیالی ابولؤلؤ در کاشان پایان می‌یابد.

فصل دوم کتاب با نام «جهالت‎ها»، توضیحاتی در مورد برداشت نادرست از مفاهیمی چون تولی و تبری در دین، لعن و کیفیت آن و... می‌باشد. «متأسفانه این جریان با تحریف آموزه تبری از دشمنان دین، جامعه اسلامی و خصوصاً شیعه را به سمت تعصبات کور مذهبی و ایجاد دشمنی‌های بی‌فایده بین مسلمانان سوق می‌دهد.»(5)‌ ارائه تعریف درست از تبری، باعث می‌شود با شناخت این اصل مهم دینی، به شیوه‌ای پسندیده آن را به جا آورده و مدعی و منافق را نیز بشناسیم. از مجموع آیات و روایات درمی‌یابیم مؤمن در سه جنبه باید از دشمنان حق تبری بجوید: قلب، گفتار و رفتار. بُعد قلبی که اساس و حقیقت تبری است، از نتایج ایمان به خدا می‌باشد. دو بعد دیگر به ترتیب در مخالفت لسانی با دشمنان دین و دوری از انحرافات دشمنان در عمل خلاصه می‎شود.

اما آنچه در روز نهم ربیع دست‌مایه سوءاستفاده معاندین قرار می‌گیرد، برائت در گفتار است که حدود و قوانینی دارد و از جمله آن،  «پرهیز از فحش، دشنام و توهین» است. این مسئله در کتاب مورد اشاره، به خوبی در آیات و روایات مورد تحقیق قرار گرفته و شالوده آن می‌شود اینکه «با دشنام و توهین نه تنها نمی‌توان کسی را از مسیر غلط بازداشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت سبب می‌شود در مسیر جهالت قرار گیرند و در آیین باطل خود راسخ‌تر شوند.»(6)

در اینجا مسئله‌ای مطرح می‌شود مبنی بر تفاوت میان دشنام و «لعن» و اینکه لعن، توهین به حساب نمی‌آید. ادامه فصل دوم به همین مسئله پرداخته و با تبیین معنای لعن، ریشه کلمه و استعمال آن در عرب، مصادیق و مقایسه آن با شرایط حاضر، این نتیجه حاصل می‌گردد که: «لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هر گونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.»(7) بنابراین، لعن‌هایی که گروهی تندرو -چه از روی جهالت و چه غرض‌ورزانه- نسبت به خلفای اهل سنت یا بزرگان دیگر مذاهب اسلامی، نقل مجالسشان قرار می‌دهند، در تضاد با آیات و همچنین سیره و روایات معصومین(ع) است. در مورد سیره اهل بیت(ع)، بخشی تحت عنوان «نهی خاص اهل بیت(ع) از توهین و لعن» در این کتاب گنجانده شده. برای روشن شدن تمام جنبه‌های موضوع، سه بخش پایانی فصل دوم، به ترتیب به «لعن‌های موجود در روایات»، «زیارت عاشورا» و «مدارا» اختصاص یافته است.

از عمرکُشان تا شیعه‌کُشان

تلخ‌‎ترین قسمت ماجرای این لعن و نفرین‌های سرخوشانه، آنجاست که عده‌ای با فراغ بال در مجالس رنگین و پرهیاهو، به تمسخر و لعن مشغولند و از آن طرف، شیعیانی که در جوار اهل تسنن زندگی می‌کنند، با جانشان، جورِ این بی‌تدبیری را به دوش می‌کشند. «خسارت‌ها» موضوع فصل چهارم کتاب مذکور، به خاطرات و مصادیقی که توهین‌های بی‌پرده عده‌ای خاص، منجر به آن شده می‌پردازد. در حقیقت این رفتارهای موهن، عامل اصلی تشدید اختلافات مذهبی است که نتیجه‌ای جز تقویت جبهه دشمنان اسلام در پی ندارد. خاطرات تلخی از قتل و شکنجه شیعیان که حاصل نفرت‌پراکنی عده‌ای کوته‌بین در میان مذاهب غیرشیعی بوده، از دیگر موارد گنجانده شده در این فصل است.

ضرورت حفظ وحدت اسلامی

وحدت و همبستگی، در هر زمان و میان هر ملتی،  فراهم آورنده عزت و کامیابی بوده و از سویی، تفرقه، تشتت، اختلاف و چنددستگی میان هر گروهی که رخ دهد، ضعف، زبونی، نابودی و ناکامی را در پی دارد. این سنت تغییرناپذیر تاریخ، در طول زمان، میان تمامی اقوام جاری بوده و هست. از این رو، اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) به عنوان هادیان امت اسلامی، همواره در پی تحقق این معنای عظیم بوده و کلام و سیره آن بزرگواران، از شاخص‌ترین الگوها برای تحقق انسجام اسلامی است. پس چه بی‌راهه می‌روند آنان‌که ادعای پیروی از ایشان داشته و از این مسیر عدول می‌نمایند.

البته مسئله وحدت، موضوعی است که باید در مفهوم آن دقت شود اما به طور خلاصه «وحدتی که از روایات و سیره اهل بیت(ع) استنباط می‌شود، وحدت با گروه‌هایی است که به نصّ روایات هنوز در دایره اسلام باقی هستند و اختلاف ما با آن‌ها در ضروریات و اصول مذهب است، نه در ضروریات و اصول دین.»(8) نویسنده در ادامه فصل چهارم، مسئله وحدت را از نگاه قرآن، اهل‌بیت(ع) و بزرگان نیز بررسی کرده و لزوم آن را در پیشبرد امت اسلامی بیان داشته است.

فصل آخر هم به صورت خاص، رویکرد قابل اتخاذ در روز نهم ربیع را در نگاه مراجع و علمای عظام بیان می‌کند که البته برخی داعیه‌داران پیروی از بسیاری از این بزرگان، به فتاوا، سخنان و نصیحت‌‌های آنان بی‌توجه بوده و هر سال شاهد تبلیغات گسترده ضدشیعی هستیم که در نتیجه این رفتارهای غلط، دستاویز دشمنان قرار می‌گیرد.

نهایتاً می‌توان گفت نویسنده در این کتاب سعی کرده با بررسی علمی و تاریخی روز نهم ربیع، خرافی و بی‌اساس بودن نسبت‌هایی را که به آن می‌دهند، مشخص نموده و گوشه‌هایی از خسارت‌های شکل گرفته از جهالت‌های این روز را به تصویر بکشد.

پی‌نوشت:

  1. مسائلی مهدی، نهم ربیع جهالت‌ها، خسارت‌ها ، اصفهان: آرما، 1394، ص 9.
  2. همان، ص 9. ‌
  3. آیت‌ا... صافی گلپایگانی، مجموعه رسائل، ج 2، ص 395.
  4. مسائلی مهدی، همان، ص 55.
  5. همان، ص 72.
  6. همان، ص 78.
  7. مسائلی، مهدی، پیشوایان شیعه پیشگامان وحدت، مشهد: سپیده باوران، زمستان 94، ص 18. ‌
كلمات كليدي : نهم ربیع , انجمن حجتیه

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر