.
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
آخرین اخبارآخرین اخبار
1397/7/15 يكشنبه
نقدی بر نقد آقای کمالیان پیرامون همایش تصوف, شاخص ها و نقدها
علت موج هجمه‌ها به همایش تصوف چیست؟
هنوز چند روز تا برگزاری نخستین همایش ملی تصوف, شاخصه ها و نقدها باقی مانده, اما موج عظیمی از هجمه از سوی برخی فرق درویشی و شماری دایه های مهربان تر از مادر علیه این همایش به راه افتاده است. صرف نظر از چرایی این هجمه ها, در اینجا نقدی داریم بر نقد یکی از منتقدان همایش مزبور با عنوان صدر هنوز میان حوزویان, تنهاست, نوشته آقای محسن کمالیان که در کانال مصطفی تاجرزاده نشر داده شده است. نویسنده با محور قرار دادن رویه آقای صدر در تبلیغ و برخورد با مسیحیان و سنیان و متصوفه, برگزاری همایش مزبور را برخلاف این منش دانسته و آن را به دور از جوانمردی می خواند.

فرق و ادیان:
هنوز چند روز تا برگزاری نخستین همایش ملی تصوف, شاخصه ها و نقدها باقی مانده, اما موج عظیمی از هجمه از سوی برخی فرق درویشی و شماری دایه های مهربان تر از مادر علیه این همایش به راه افتاده است.
صرف نظر از چرایی این هجمه ها, در اینجا نقدی داریم بر نقد یکی از منتقدان همایش مزبور با عنوان "صدر هنوز میان حوزویان, تنهاست", نوشته آقای محسن کمالیان که در کانال مصطفی تاجرزاده نشر داده شده است.
نویسنده با محور قرار دادن رویه آقای صدر در تبلیغ و برخورد با مسیحیان و سنیان و متصوفه, برگزاری همایش مزبور را برخلاف این منش دانسته و آن را به دور از "جوانمردی" می خواند.

 در باب نوشته نامبرده به چند نکته اشاره می شود, امید که راهگشا باشد:
ایشان که حتی عنوان همایش را "منفی" خوانده اند, بد نیست اولا, کنکاشی در باب لغت "نقد" داشته باشند تا دریابند که نقد در مضمون کلی, عیار چیزی را سنجیدن بر مبنای ویژگی های مثبت و منفی است. یعنی در نقد, هم به شاخص های پسندیده توجه شده و هم نقاط ضعف مورد اشاره قرار می گیرد و نقد صرفا تمرکز بر وجوه منفی و ضعف مقوله مورد بررسی نیست. ثانیا, گویا آقای کمالیان به درستی, عنوان همایش را مورد توجه قرار نداده اند؛ تصوف, شاخص ها , نقدها, عنوان همایش مزبور است که با "تصوف شناسی انتقادی" کاملا تفاوت معنایی و رویکردی دارد. بدیهی است نامگذاری چنین نشست های علمی تخصصی, هدفمند و پس از اندیشه بسیار صورت گرفته که به درستی می توان به تفاوت معنایی دو عنوان اصلی و انتسابی نویسنده پی برد که در اولی, بررسی شاخص ها, پیش از نقدها قرار گرفته و اهدافی پشت آن قرار دارد.

ایشان از رویه و خدمات ارزشمند آقای صدر در امر تبلیغ نام برده و همایش مزبور را به دور از این منش دانسته, اما به این مسیله اشاره نکرده که تصوف _بنا به اذعان آقای صدر_ مستلزم بدعت آفرینی در دین بوده و بسیاری از آداب و مبانی اعتقادی متصوفه و فرق درویشی برآمده از آن, انحراف از مبانی اصیل دین اسلام محسوب می شود. مصادیق, فراوان است؛ عشریه در مقابل خمس, تاسیس خانقاه در برابر مسجد, سرسپردگی و تجسم صورت مرشد در عبادت, تنها برخی از بدعت های انحرافی فرقه نعمت اللهی گنابادی از فرق متصوفه می باشد. با وجود چنین بدعت هایی, آیا می توان آن را همسنگ دین مسیحیت یا مذهب تسنن دانست؟ به نظر می رسد, نحوه مواجهه با هر مقوله نیازمند درک وجوه و ابعاد آن, همچنین بستری است که مقوله مزبور در آن زیست می کند که در مورد اخیر نیز بستر جامعه ایران با جوامع مورد تبلیغ آقای صدر تفاوت دارد.

آقای کمالی از نکته ای مهم در خصوص فرق برآمده از تصوف و جریان تصوف فرقه ای_آگاهانه یا ناآگاهانه_مغفول مانده؛ مروری بر تاریخ تصوف در ایران, نمایانگر تحرکات برخی فرق درویشی است که گاه, خطرات و آسیب هایی را نیز به همراه داشته است و این ها جدای از مقوله انحرافات عقیدتی است. مراد, برخی رویه های سیاسی و تبرج خواهانه فرق مزبور است که از قضا با منش صوفیانه قدیمی, فاصله دارد به طوری که برخی از تحول معنای فقر و درویشی و پیدایی "سلطنت فقر",سخن رانده اند. نمونه متاخر این پدیده, اقدامات طیف افراطی فرقه گنابادی در غایله گلستان هفتم اسفند ۹۶ بود که با رقم زدن حوادث تاسفبار و شهادت سه تن از نیروهای انتظامی, چهره تازه ای از درویشی گری و تصوف فرقه ای را به منصه ظهور گذاشت. بنابراین, با تحول ماهوی معنای تصوف و درویشی گری, باید از رویکرد های تازه ای به این مقوله نگریست.

مسیله دیگر,اشاره به ناجوانمردانه بودن همایش فوق الذکر است چراکه "تصوف در اقلیت" قرار دارد. در اینجا توجه نویسنده محترم را به این حقیقت جلب می کنیم که این جامعه اقلیت, سالهاست با تمام دستگاه درویشی گری خود در کنار سایر شهروندان از تمامی حقوق برخوردار بوده, خانقاه ها, جماعت خانه ها و جم خانه های بسیاری در نقاط مختلف کشور دایر بوده و هست که مراسم درویشی هم اکنون در آنها برگزار می گردد. از طرفی, شمار زیادی از متصوفه در مقام معلم, استاد, دانشجو و... در حال فعالیت فرهنگی هستند. بنابراین,  واژه "اقلیت" معادل "محرومیت و محدودیت" نیست. 

نکته پایانی اینکه, برگزاری همایشی با رویکرد علمی تخصصی در سطح ملی در باب پدیدارشناسی و بررسی یک مقوله, برآمده از اهمیت و نقش پدیده مذکور بوده و هدف از چنین هم اندیشی های علمی, دستیابی به دانشی به روز در باب مسیله و در نهایت, اتخاذ روشی مناسب برای تعامل و مواجهه با ابعاد مثبت ومنفی آن است. بدیهی است, وقتی تصوف طی زمان با تغییر و تحولات ماهوی و شکلی همراه شده, بررسی این دگرگونی ها, آثار و نتایج آن, آن هم با عنایت به برخی مصادیق اخیر (حوادث پاسداران تهران) و زیان هایش بر جامعه _درویشی و بیرونی_ امری است ضروری.

بخش تحلیلی روشنگر

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر